حماقت

من کلا احساس میکنم ادم خیلی با هوشی هستم

ولی گویا فقط اینطور فکر میکنم

واز هوش هیچ خبری نیست چون اگر عقل داشتم یک اشتباه را دوبار تکرار نمیکردم

چند سال پیش کلی از پولهام را از دست دادم چون به یک نفر اعتماد کردم

دیروز نیز دقیقا همین اشتباه را مرتکب شدم وبیخود به یک ادم اعتماد کرد تمام زندگیم دوباره رفت

یادم میاد بهاره یک بار گفت حماقت تو هیچ وقت پایانی نداره خصوصا در مورد مسایل

مالی وامروز میفهمم که واقعا حق با اون بوده در این باره من یک احمق بیشتر نیستم

دارم میسوزم اما هیچ راهی هم ندارم

طرف مقابلم تلفنهام را هم جواب نمیده

لعنت برمن

واین افکار من

/ 7 نظر / 40 بازدید
باستان

درود بر تو... فکر نمی کردم اهل این کارا هم باشی...[چشمک] غصه مال دنیا رو نخور عزیزم... مهم اینه که خودت سلامت باشی... راستی... قرار بود بهاره رو فراموش کنی... بازم که ازش نقل قول می کنی... اونم چه نقل قول هایی... به امید دیدار... دلشاد باشی و پاینده...نازنین.....................بدرود

کارگاه تئاتر بومرنگ

سلام ..... امیدوارم دیگه نذاری به سه بار برسه .... خوشحال می شم به وبلاگ ما هم سری بزنی .... قدر بهاره ام بدون چون واقعاَ به فکرته که بهت گفته .... بـــــــــــــــــدرود[گل]

دخترخلیج

سلام کیان چطوری ؟ بعد از مدتها دوباره بهت سر زدم . چقدر دنبال آهنگ بسوی تو بودم . ممنون لینکشو گذاشتی ! موفق باشی

ساموییل

من‌ ده‌ هزار سال‌ پیش‌ به‌ دنیا آمدم‌. روزی‌، درخیابان‌، درشهر، پیرمردی‌ را دیدم‌، نشسته‌ برزمین‌، کاسه‌ی‌ گدایی‌ درپیش‌، ویولونی‌ در دست‌، رهگذران‌ باز می‌ماندند تا بشنوند، پیرمرد سکه‌هارا می‌پذیرفت‌، سپاس‌ می‌گفت‌، و آهنگی‌ سرمی‌داد، و داستانی‌ می‌سرود، که‌ کمابیش‌ چنین‌ بود: من‌ ده‌ هزار سال‌ پیش‌ به‌ دنیا آمدم و دراین‌ دنیا هیچ‌ چیز نیست که‌ قبلا نشناخته‌ باشم‌.

دخترخلیج

زندگی ما رو همین حماقت ها می سازه ... هممون میدونیم تجربه چیز خوبیه اما وقت استفاده ازش که میشه یادمون میره ! گرچه چند بار که متضرر بشین حساب کار دستتون میاد ... این وبلاگ دوست شما سورنا چرا بسته شده ؟!

بانوی خلیج

وقت کردین بد نیست به روز کنید ها ؟!! بما هم سر بزنید لطفا